سه‌شنبه 27 آذر 1397
گفت‌وگو با سیف‌الله صمدیان؛ دبیر دوازده دوره «تصویر سال» کشیدن بار تنبلی‌ها زیر باران تمناها و ادعاه بازگشت

از آسمان و زمین برایش تمنا، آرزو و حسرت می‌بارد، می‌گوید با افراد مدعی و طلبکار زیادی مواجه شده که حتی با برگزیده شدن هم‌صنفان‌شان، ناراحتی قلبی می‌گیرند! اما با این حال معتقد است که باید بار بسیاری از کم‌کاری‌ها و تنبلی‌های دولت‌ها و انجمن‌های تخصصی را بر دوش بکشد و در «راه شریف دیوانگان» گام بردارد، بدون آن‌که حتی یک نفر را دشمن خود بداند.

سیف‌الله صمدیان در 12 سال گذشته دبیر جشن «تصویر سال» بوده، او نسبت به بسیاری از کمبودهای این حرکت آگاه است، اما می‌داند که فعلا نمی‌تواند به ایده‌آل‌هایش دست یابد. خبرنگار ایسنا در آخرین گفت‌وگویش در سال 93 و مدت کوتاهی پس از تمام شدن تصویر دوازدهم، تلاش کرد تا درباره‌ی خود صمدیان به‌عنوان محور این جشن سالانه و همچنین انتظارها و ضعف‌های «تصویر سال» پرسش‌هایی را مطرح کند.

در کار حرفه‌ای‌تان - عکاسی و فیلم‌برداری - کسی هست که با او بد باشید؟ اصلا سیف‌الله صمدیان دشمن دارد؟

جواب این سوال می‌تواند بوی ریا بدهد، چون برخی حرف‌ها در «گفتن» زیبا، در «عمل» مکروه و در «نتیجه» بسیار زشت است. مثلا وقتی می‌گویید من آدم با انصافی هستم، ولی در عمل به هر دلیلی نمی‌توانید کاملا با انصاف باشید، نتیجه‌ای که به‌دست می‌آید می‌تواند حتی زشت باشد، چون همه مثل تو فکر نمی‌کنند، در موقعیت تو نیستند و طبیعی است که در اندازه، جایگاه و جهان‌بینی خودشان به مسائل نگاه کنند. همان‌طور که هر کسی می‌تواند حرفی بزند و خلاف آن به جامعه منتقل شود.

این‌گونه پرسش‌ها جواب قطعی ندارند، ولی یک «دل‌خوش کنی» هستند؛ به این معنی که کاری را 12 سال پیش در «تصویر سال» شروع کردیم و هنوز هم ادامه دارد. البته حضور شخصی من در برگزار‌ی نمایشگاه‌های عکاسی به 33 سال می‌رسد و مجموع این سال‌ها به من می‌گوید که چقدر اشتباه کرده‌ام، چقدر دوستم داشته‌اند و زبانم لال چقدر علیه من بوده‌اند. من لفظ «دشمن» را به کار نمی‌برم، چون در قامت فکری من نیست که بگویم کسی دشمن من است. اصلا من در حیطه‌ی کار هنری، کسی را دشمن خودم نمی‌دانم، چون هنر در ذات خودش، اگر آن را جدی بگیریم و به معنی واقعی‌اش نزدیک شویم، «دشمن‌زدا» ست.

«تصویر سال» به هر حال به نام شما است، آیا با واسطه یا بی‌واسطه شنیده‌اید که بگویند صمدیان در برگزاری این نمایشگاه «باندبازی» می‌کند؟

من رسما گفته‌ام که در جریان برگزاری جشن «تصویر سال» در داوری‌ها نقش ندارم و فقط انتخاب اولیه‌ی عکس‌ها را انجام می‌دهم. تجربه‌ی شخصی‌ام در این 33 سال به من ثابت کرده که وقتی 40هزار عکس برای نمایشگاهی می‌رسد، نمی‌توان به یک جمع‌بندی صد درصد درستی رسید. از طرف دیگر، من تصاویر اضافه را به لحاظ داشتن تجربه برمی‌دارم و دیدن این تعداد عکس، کاری بسیار «جانکاه» اما «روح‌افزا» است، چون من هم برای این کار انرژی می‌گذارم و هم لحظه به لحظه از آن انرژی می‌گیرم و این دو هم‌پوشانی دارند. به همین دلیل، هیچ‌گاه هنگام انتخاب عکس‌ها، احساس وارفتگی نمی‌کنم.


امسال من حدود 40هزار عکس را در مدت حدود 15 روز دیدم و اضافه‌ها را به‌لحاظ تکرار موضوع و تصویر، حذف کردم. به این ترتیب که وقتی کسی مثل من تصاویر زیادی از موضوعی مانند فوتبال دیده‌ است و در دو دوره جام جهانی هم با لنزهای حرفه‌ای و مخصوص فوتبال کار کرده‌ و بیش از 18 سال سابقه تدریس فتوژورنالیسم در دانشگاه را دارد، طبیعی‌ است با دیدن هر عکسی زود گول نمی‌خورد.

شاید خود عکاس، کارش را خیلی خاص بداند، اما کسی که تعداد عکس بیشتری دیده و تجربه دیداری بیشتری دارد، می‌تواند تصویر او را با تصاویر مشابه مقایسه کند. وقتی ما بهترین‌ها را انتخاب و ارائه می‌کنیم، قطعا به خود عکاسان هم کمک می‌کنیم تا بهترین عکس‌های‌شان دیده شود نه آنچه را که دوست دارند. من سعی می‌کنم هوای تک‌تک بچه‌ها را به‌لحاظ نوع حضور و ارائه کارهای‌شان داشته باشم، نه این‌که حتما از آن‌ها کاری را بگذارم روی دیوار، چون نشان دادن یک کار لزوما کمک کردن به یک عکاس نیست و حتی ممکن است به ضرر او تمام شود. من در این دوره‌ها یاد گرفته‌ام که چگونه از یک عکاس در بهترین جا استفاده کنم. به همین دلیل، در این 12 سال کمترین کشمکش، دعوا و اعتراض را نسبت به «تصویر سال» داشته‌ایم. در تداوم یک حرکت، وقتی عکاسی ببیند من دو جا به نفع او کار کرده‌ام و یک جا از نظر او اشتباه داشته‌ام، شاید روز اول من را مواخذه کند، ولی اگر ببیند من چیزی را از او نشان داده‌ام که آبرویش را حفظ می‌کند، به من اعتماد خواهد کرد.

البته نمی‌گویم که پشت سر ما حرفی نیست و همه‌چیز درست انجام می‌شود، در هیچ کجای دنیا هم این‌طور نیست؛ در یک جشنواره فیلمی اصلا به بخش مسابقه وارد نمی‌شود، ولی همان فیلم در جشنواره‌ای دیگر، شاید جایزه هم می‌گیرد. البته من درباره‌ی «تصویر سال» فهمیده‌ام که بیشتر از 90 درصد ارائه‌کنندگان آثار می‌دانند که قرار نیست و ما نمی‌خواهیم جلوی رشد و دیده شدن کارشان را بگیریم، می‌دانند که سعی کرده‌ایم به آن‌ها کمک کنیم تا در بالاترین سطح حضور حرفه‌یی‌شان ظاهر شوند. حتی خیلی وقت‌ها نوع انتخاب و چیدن تصاویر در کنار یکدیگر به‌عنوان یک مجموعه به داوران کمک کرده تا کار عکاس را بهتر ببینند. در این نوع ارائه عکس‌ها، کار عکاسان حرفه‌ای‌تر می‌شود. در کار هنری اصیل «کم کردن» بیشتر هنر را به اصلش نزدیک می‌کند تا «افزودن». من حداقل این قطعیت را دارم که «تصویر سال» با این روش، به عکاسان کمک می‌کند و به بعضی از آن‌ها آموزش هم می‌دهد.

البته وقتی با 40 هزار عکس مواجه شوید، با هر معیاری که آثار را انتخاب کنید، باز هم تعدادی از افراد مأیوس، مدعی و طلبکار خواهند شد؛ اما چطور می‌شود با آن‌ها طرف شد؟! پس این جایگاه خیلی مشکل و حساس است و ما راه شریف دیوانگان را طی می‌کنیم که این مسیر را همچنان ادامه می‌دهیم.

با این تفاسیر، حرف و حدیث‌هایی پشت سر شما و «تصویر سال» وجود دارد؟

شاید؛ بیشتر از 90 درصد نظرات نسبت به «تصویر سال» مثبت است که توانسته هنوز سرپا بماند و تعداد شرکت‌کنندگان و کارها هر سال بیشتر می‌شود. به هر حال، در عالم هنر نمی‌توان جلوی همه حرف‌ها را گرفت، قطعا عده‌ای دوست دارند و حتی حق دارند که همیشه معترض باشند، اما تعداد این افراد آنقدر زیاد نیست که ما را نسبت به حرکت‌مان به شک بیندازد. حالا اگر این افراد اعتراض خود را تا کنون نگفته‌اند، کوتاهی کرده‌اند و حتما مشکلی بوده که از حق خودشان نتوانسته‌اند دفاع کند. اگر گفته‌اند و ما نشنیده‌ایم، واسطه‌ها با ما دوستی نکرده‌اند. در نهایت، دادگاه فرجام ما، دیوارهای نمایشگاه است، هر کسی می‌تواند نمایشگاه را ببیند و قضاوت کند که حق داشته اعتراض کند یا تند رفته و عکس‌های بهتری نسبت به آنچه او داده، روی دیوار رفته است. از سوی دیگر، برخی ممکن است ناراضی باشند، اما همیشه از کل حرکت حمایت کرده‌اند، این‌ها قطعا هنرمندان شریفی هستند و من به آن‌ها احترام می‌گذارم.

به‌نظر می‌رسد در چند سال اخیر، نام برخی عکاسان در «تصویر سال» دیده نمی‌شود و تصاویر عکاسان غیرحرفه‌یی بیشتر روی دیوار می‌رود.

امسال و سال پیش، عکاسان حرفه‌ای زیادی در «تصویر سال» شرکت کردند. به هر حال، وقتی اسم جایزه به میان می‌آید، خیلی‌ها حضور دارند.

عکاسان حرفه‌ای برای گرفتن جایزه در چنین نمایشگاه‌هایی شرکت می‌کنند؟

هم نه و هم در مواردی شاید بله؛ در دو سال نخست، ما جایگاهی غیررقابتی را در «تصویر سال» ایجاد کرده بودیم و از عکاسان، فیلم‌سازان، گرافیست‌های شاخص و ... به‌عنوان مهمان دعوت می‌کردیم و آثار آن‌ها را به‌نمایش می‌گذاشتیم. بعد به این نتیجه رسیدیم که این کار درست نیست، چون در این روش، بخش عمده‌ای از عکاسان ایران که آماتور و دانشجو بودند، غفلت می‌شد. از سوی دیگر، عکاسی در ایران صاحب ندارد، هرچند ما نمی‌خواهیم صاحب همه‌چیز شویم، ولی وزارت ارشاد در این حوزه به وظیفه‌اش عمل نمی‌کند، در آن سال‌ها انجمن فعالی هم وجود نداشت، برای همین ورود به «تصویر سال» را عمومی کردیم و در نتیجه، تعداد عکاسان حرفه‌ای نسبت به کل حاضران، نسبت کمتری داشت.

من معتقدم که تعداد قابل توجهی از عکاسان حرفه‌ای ما هنوز قدرت تشخیص کار خوب خودشان را از کار متوسط و بد ندارند و این مشکل بزرگ کار ادیتوری عکس در ایران است که شاید یک‌صدم تعداد عکاسان خوب در کشور، ادیتور عکس نداریم. مشکل بزرگ عکاسی در ایران، نبودن ادیتور عکس است که بتواند حداقل با قطعیت نزدیک به واقعیت، در انتخاب عکس عمل کند.

معمولا عکاسان احساس نیاز نمی‌کنند که در کنارشان فردی به‌عنوان ادیتور یا انتخاب‌کننده‌ی عکس حضور داشته باشد.

بله؛ و این اشتباه است. در همه جای دنیا ادیتور عکس به عکاسان و حتی افراد صاحب‌نام کمک می‌کند و آنقدر دسته‌بندی درستی در کارها وجود دارد که افراد در وظایف یکدیگر دخالت نمی‌کنند؛ اما ما در ایران می‌خواهیم همه‌کاره باشیم و این ممکن نیست، مگر این‌که فرد، یک عکاس مولف باشد که البته برای پروژه‌های مختلف خودش هم به کمک ادیتور نیاز خواهد داشت. به همین دلیل است که معتقدم در موارد بسیاری بهترین عکس‌ها در ایران یا از دوربین پاک می‌شوند و یا به‌دلیل نبودن استادها و کارشناس‌های حرفه‌ای، عکس‌های خوب دانشجویان عکاسی انتخاب نمی‌شوند. خلاصه کلام این‌که بسیاری از عکس‌های خوب تاریخ عکاسی ایران، چه در دوره آنالوگ و چه در دوره‌ی عکاسی دیجیتال یا روی کنتاکت‌ها نادیده گرفته شده‌اند یا در سطل آشغال دوربین‌ها و کامپیوترها قرار گرفته‌اند.

درباره‌ی دلایل حضور داشتن یا نداشتن عکاسان حرفه‌ای در نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها صحبت می‌کردیم ...

عکاس حرفه‌ای دو نوع داریم؛ یکی عکاسی که پول می‌گیرد و کاری را انجام می‌دهد و یکی دیگر پیشکسوتان و با تجربه‌ترها هستند. به‌نظر من، تعداد کسانی که جشن «تصویر سال» آن‌ها را در «ضیافت چشم‌ها» جمع کرده، آنقدر زیاد است که تعداد کمی که به هر دلیلی در این رویداد شرکت نمی‌کنند، به چشم نمی‌آید. آن‌ها ممکن است دنبال فضای بهتری بوده باشند که من حق می‌دهم، برخی به تعداد انگشتان دست انتظار دارند عکس‌شان در اندازه‌ی بزرگ چاپ شود یا می‌خواهند چند عکس در نمایشگاه داشته باشد. این چند نفر شرایطی دارند که من خجالت می‌کشم از آن‌ها عکس بگیرم. البته برخی آنقدر بزرگوارند که همچنان به ما عکس می‌دهند و برای آن‌ها نفس حضور در این «ضیافت چشم‌ها» اهمیت دارد.

موضوعی که درباره‌ی گروه‌های خبری وجود دارد این است که یک سال، یک آژانس یا خبرگزاری در «تصویر سال» شرکت می کند و خبرگزاری دیگر، به هر دلیلی آن سال حضور ندارد و سال بعد برعکس. هرچند در موضوع انتخابات ریاست جمهوری، سینمای رایگان، موبایلی و ایران ما، بیشتر عکاسان از رسانه‌های مختلف شرکت کردند، البته نه فقط برای گرفتن جایزه‌ی یک میلیون تومانی که برای 10 نفر در هر بخش داشتیم، ولی وجود جایزه می‌تواند انگیزه خوبی باشد. بنابراین این‌گونه نیست که عکاسان قهر کرده باشند، ممکن است مخالف باشند. من مخلص کسانی هستند که با تمام بزرگی‌شان، خود را در کنار جوانان حقیر نمی‌دانند و به‌عنوان نوردهنده به فضای تاریک عکاسی در ایران، با ما همراه می‌شوند.

منظورتان از حضور برخی عکاسان در مقابل شرکت نکردن عکاسان دیگر چیست؟

برای من خیلی عجیب بود وقتی شنیدم که گفتند، عکاس یک رسانه برگزیده شد و گروه رقیب، از کسی که جایزه گرفته بود، عکس نگرفت! مگر می‌شود انسان در قامت یک هنرمند در جایی باشد، همکارش برگزیده شود و او عکس نگیرد؟! این ذهنیت، بیمار است و امیدوارم اصلاح شود و اصولا امیدوارم راوی، اشتباه کرده و چنین اتفاق تلخی هم نیفتاده باشد.

«تصویر سال» در وسط این دسته‌بندی‌های فکری، تنها جایی در ایران است که تفکرات مختلف را یک جا جمع کرده است. برندگان امسال ما، از عکاسان ایسنا، مهر، تسنیم و فارس بودند و معمولا عکاسان این رسانه‌ها در یک جا کنار هم دیده نمی‌شوند. جالب بود که گزارش اختتامیه جشن تصویر را هر رسانه‌ای برای عکاس خودش برجسته کرد.


ما افتخار می‌کنیم عکاسان باتجربه در «تصویر سال» باشند؛ اما در واقع به آن‌ها به‌عنوان یک عدد نیاز نداریم، چون نمی‌خواهیم فقط آمار طولانی ارائه کنیم. به همین دلیل، من برای کسی دعوت‌نامه نمی‌فرستم، اما دوست دارم همه بیایند و کارهای‌شان را جوانان ببینند. اصلا ارائه‌ی کار در کنار یک جوان، بزرگی است. کسی که برای خودش در عالم هنر جایگاه تعیین کند، مطمئنا راه اشتباه را رفته است. اگر جایگاهی تعیین کند، به جایی نمی‌رسد و هیچ‌وقت جایگاه شخصی، حرفه‌ای و مردمی نخواهد داشت. هرچه خودت را در جایی که هستی، آموزنده بدانی مطمئنا به افق‌های روشن می‌رسی. در هنر، هیچ قله‌ای وجود ندارد، نهایتا دامنه‌های بالاتر یا پایین‌تر هستند.

شما در «تصویر سال» عکس را انتخاب می‌کنید بدون دیدن نام عکاس؟

بله؛ ما در تصویر سعی می‌کنیم امکان خوب ظاهر شدن را به عکاسان بدهیم نه زیاد ظاهر شدن. وقتی من عکس‌های خوب را انتخاب می‌کنم و مخاطب می‌بیند که از یک عکاس، چند عکس روی دیوار است و همه آن‌ها هم خوب هستند، به این نتیجه می‌رسد که آن عکاس هم خوب است. به این ترتیب، ما عکاس خوب را هم معرفی می‌کنیم، یعنی کسی که چند عکس خوب دارد، در مقابل کسی یک عکس عالی دارد، ارجح است.

تکرار اسامی در نمایشگاه هم به این دلیل است که ما موضوع‌های مختلف داریم و یک فرد حق دارد در هر موضوعی، عکس ارائه کند و اگر خوب باشد، باید عکسش دیده شود. خیلی از عکاسان هستند که کار روزانه‌شان عکاسی است، دوربین خوب هم در اختیار دارند، اما عکس خوب نمی‌گیرند. از طرف دیگر، یک نفر در همه بخش‌ها شرکت می‌کند و عکس خوب هم می‌دهد، این به من ارتباط ندارد که عکس‌های خوب او در هر بخش «تصویر سال» انتخاب می‌شود. آن وقت کسی که عکس نمی‌گیرد و یا کمتر می‌گیرد و خوب هم نمی‌گیرد، پشت سر دیگران حرف می‌زند. این‌گونه افراد یا به حقارت عادت کرده‌اند یا از نظر ذهنی، حقیر و حسود هستند. من نمی‌توانم کل یک حرکت را به‌خاطر چند نفر که به همه‌چیز ایراد می‌گیرند تعطیل کنم. اگر این افراد به‌جز خودشان به اطراف هم توجه کنند، از برنده شدن عکس یک هم‌صنف خود خوشحال خواهند شد به جای این‌که ناراحتی قلبی بگیرند.

در نمایشگاه امسال، نزدیک یکدیگر بودن برخی تصاویر به حس مخاطب آسیب می‌زد و به‌نظر می‌رسید در چیدن آثار به تکنیک و موضوع تصاویر توجه نشده است. چرا این مشکل وجود داشت؟

با تمام احترامی که برای خانه‌ی هنرمندان ایران داشتم، دارم و خواهم داشت، امسال به‌خاطر انطباق ناخواسته برنامه‌ی مدیریت قبلی گالری‌ها با برنامه‌های جدید، متأسفانه فقط یک نیم‌روز برای چیدن کارها در تمام گالری‌های خانه هنرمندان به ما وقت دادند، در حالی که حداقل باید دو - سه روز وقت می‌داشتیم، در غیر این صورت، ظرافت‌های روان‌شناسی در چیدمان به‌درستی اجرا نمی‌شود. اگر وقت داشتیم می‌توانستیم چیدمان‌ها را طوری انجام دهیم که برخی عکس‌ها نه‌تنها متوسط به نظر نیایند، بلکه خوب هم دیده شوند. متأسفانه همه سر خانه‌ی هنرمندان ریخته‌اند و از آن وقت می‌خواهند حتی سفارتخانه‌ها. چیدمان امسال در بد‌ترین شرایط با گردهم‌آیی معماران همزمان شده بود که تا ساعت هشت شب قبل از روز افتتاحیه، در هر دو طبقه‌ی خانه‌ی هنرمندان در رفت‌وآمد بودند.

با این وجود، درباره‌ی کار شما بدون توجه به محدودیت‌های‌تان قضاوت می‌شود.

البته، بدون این‌که مشکلات ما را بدانند. بنابراین پیشنهاد می‌کنم مسوولان خانه‌ی هنرمندان چند نمایشگاه را برگزار نکنند و به جای آن، به بقیه احترام بگذارد تا بتوانیم آثار را بهتر ارائه کنیم. امسال ما حتی وقت نداشتیم تفکیک موضوعی آثار را به‌طور کامل انجام دهیم و بیننده در مواردی خودش دسته‌بندی‌ها را کشف می‌کرد و این به پای ضعف ما گذاشته می‌شد.

هرچند ما سعی می‌کنیم با کمک تجربه و خرده دانش روان‌شناسی چیدمان نمایشگاه، دیدن تعداد زیادی عکس را آسان کنیم. فضای خانه‌ی هنرمندان به اندازه‌ای کوچک است که بحث روان‌شناسی فقط می‌تواند در رنگ‌بندی، موضوع‌بندی و روند نمایشگاه باشد، نه در چیدمان فضای نمایشگاه. بزرگ‌ترین اشکالی که من و دوستان حرفه‌ای به «تصویر سال» می‌گیریم، این است که تقاضا بسیار زیاد و فضای نمایشگاه کم است و همین، مشکل ایجاد می‌کند.


آیا در بخش عکس «تصویر سال» از کسانی به‌عنوان مهمان دعوت می‌کنید؟ این افراد ثابت هستند یا هر سال تغییر می‌کنند؟

بله؛ از چند نفر که پیشکسوت هستند، دعوت می‌کنیم. اگر بخواهیم قشون جمع کنیم، خودمان راضی نخواهیم بود، آن ها هم حس خوبی ندارند. به همین دلیل، تکلیف خودم را با برخی نام‌ها مشخص کرده‌ام.

در بخش عکس یا کاریکاتور، برخی هنرمندان حضور داشتند که از آن‌ها کارهای غیرقابل انتشار دیده شده است. نحوه‌ی برخورد شما با این افراد و آثارشان چگونه است؟

یک عکاس می‌داند که در ایران، سیاست‌زدگی پدیده‌ی مهمی است. اینجا به فرهنگ، بعد از سیاست و اقتصاد بها داده می‌شود. بنابراین هنرمندان یک حرکت خودجوش و سالم فرهنگی مانند «تصویر سال» را زیر تهمت‌ها، انگ‌ها و شبهات سیاسی نمی‌برند. تا کنون نیز موردی نبوده که ما با عکاس، کاریکاتوریست یا گرافیستی چانه بزنیم تا یک کاری را ارائه نکند. این خیلی عجیب است که خود افراد اگر احساس کنند اثر ممکن است سبب کج‌اندیشی یا بداندیشی شود، خودشان آن را ارائه نمی‌کنند. اگر «تصویر سال» توانسته 12 دوره برگزار شود، به این دلیل است که فراتر از سیاست عمل کرده، بدون این‌که به سیاستمداران و نفس سیاست بی‌احترامی کند. ما سیاست‌بازی و باندبازی مقطعی و گروهی نداشتیم و به همین دلیل تا کنون مانده‌ایم و هیچ گروهی ما را مال خود نکرده است و امسال عکاسان از هر گروه و رسانه‌ای، در بخش «ایران ما» و «موبایلی» حضور داشتند و حتی برنده شدند، بدون آن‌که به نام رسانه‌ی آن‌ها توجه شود.

در بخش کاریکاتور و گرافیک اگر مثلا 10 نفر مهمان داشته باشید، آیا پس از چند سال، ترکیب اسامی مهمانان تغییر می‌کند؟

خیر؛ آنقدر تعداد مهمانان کم است که اگر زیادتر هم شوند، باز هم برای آن‌ها جا داریم. تعداد مهمانان مثلا در بخش کاریکاتور، به 15 نفر هم نمی‌رسد و ما مجبوریم از نسل چهارم و پنجم کاریکاتوریست‌ها کارهایی را انتخاب کنیم. در گرافیک هم تعداد مهمانان به 20 نفر نمی‌رسد.

سه بخش آزاد، جوان و مهمان که بسیاری از کسانی که الان در بخش مهمان هستند سال های اول در بخش مدعو شرکت می کردند. بخش آزاد داوری می شود اما بخش مهمان نمی شود آیا این نوع رفتارها باعث این انتظار نمی شود که افراد بخواهند در حد مدعو بمانند؟ در این مدت کسی از دست تان در رفته است؟

هیچ کاری بدون خطا نیست؛ اما کسی که در 12 سال گذشته کاری نکرده که او را به‌عنوان هنرمندی در حال پیشرفت بدانیم، ایراد در خودش است. قطعا افراد و کارشناسانی داریم که بازوی فکری ما هستند. بعد از برگزاری نمایشگاه گرافیک ویژه تهران، استودیو کارگاه و استودیو تهران برگزار و افراد فعال آن‌ها به «تصویر سال» اضافه شدند. خود این افراد کارهای خوبی داشتند که بالا آمدند. ما براساس رشد افراد پیش می‌رویم نه با ذهنیت چند سال پیش‌مان.

پس در طول سال، برای برگزاری جشن «تصویر سال» آثار را ارزیابی می‌کنید.

صد درصد.

کمتر کسی است که در جامعه هنری باشد و از تقسیم‌بندی‌ها در حوزه‌ی کاریکاتور و گرافیک خبر نداشته باشد. کسانی که در این حوزه هستند، ممکن است در این تقسیم‌بندی‌ها باشند یا نباشند. اگر بحث عکس بود، شما در جریان برآیند سالانه‌ی عکاسان بودید، اما این احاطه که در عکس وجود دارد، در گرافیک و کاریکاتور نیست. مثلا غلامعلی لطیفی یا داوود شهیدی دیگر دیده نمی‌شوند، همین اتفاق در گرافیک هم می‌افتد، وقتی انجمن گرافیک در دست یک عده است، افراد تازه‌تری به «تصویر سال» وارد می‌شوند که کشف خاصی نیستند. چه تضمینی در این زمینه وجود دارد؟

در هیچ کجای دنیا بالاتر از انجمن‌های صنفی چیزی وجود ندارد. در انجمن گرافیک شاید هیئت مدیره عوض شود، ولی اعضا همان‌ها هستند. «تصویر سال» فراخوان می‌دهد و بزرگوارانی‌ مانند ابراهیم حقیقی و قباد شیوا که پیشکسوت هستند، هر سال به ما یک پوستر می‌دهند. خیلی از گرافیست‌ها در سال، یک پوستر هم ندارند و فقط برای «تصویر سال» پوستری را طراحی می‌کنند. این در حالی است که اکثر انجمن‌های تخصصی در طول سال، یک بینال نمی‌تواند برگزار کنند. من در حد خودم با کمک گروه «تصویر سال» جایی را ایجاد کرده‌ام که افراد بدون گروه‌بازی می‌توانند در آن حضور داشته باشند.

از سوی دیگر برخی پیشکسوتان کار نمی‌کنند و برخی دیگر کار می‌کنند و ما نمی‌دانیم. در هر صورت، اگر آن‌ها بی‌اطلاع‌اند، حق‌شان است که سراغش نرویم، اگر هم نمی‌خواهند در جمع ما باشند، ما آویزان کسی نمی‌شویم. کسانی هم که به من افرادی را به‌عنوان مهمان معرفی می‌کنند، مورد اعتمادم هستند، از این جهت که کارها را بررسی کرده‌اند. همچنین من پیشنهاد آن‌ها را با چند نفر چک می‌کنم، چون آثار پیشنهادشده در کنار بزرگان قرار می‌گیرند.

منظور من مهمان (مخصوص پیشکسوتان) بخش دائمی بود. امسال چند نفر در این بخش بودند که از نسل جوان بودند.

اگر این‌ها کارشان نسبت به کسی که آمده تا داوری شود، ضعیف‌تر باشد، کار ما ایراد دارد.

آیا شما در رودربایستی آمدن کارها قرار می‌گیرید؟

من و شما نمی‌توانیم کار ضعیف را تشخیص بدهیم. جامعه‌ی گرافیک در این‌باره نظر می‌دهد. اگر کار ضعیفی روی دیوار برود، من پا پس می‌کشم و قطعا بار دیگر به طرف مقابلم اعتماد نمی‌کنم. اگر کسی بالا بیاید که ضعیف‌تر از فردی باشد که کارش قبول نشده، ظلم مضاعف است. در این صورت به کسانی که به من مشاوره می‌دهند، شک می‌کنم. مشاوران «تصویر سال» می‌توانند مداوم باشند یا رابطه‌ی ما با آن‌ها قطع شود. اگر اشتباه بزرگی کرده باشیم، قطعا جلوی آن را می‌گیرم. در غیر صورت، افراد پیشکسوت این حوزه از ما دور می‌شوند.

اگر بخواهید «تصویر سال» دوازدهم و آنچه را که روی دیوار رفته یک‌بار دیگر سرند کنید، چند درصد کارها را کم می‌کنید؟

امسال از یک تئاتر، دو تصویر مشابه با دو کادر متفاوت از دو عکاس در کنار هم روی دیوار رفت. ما آگاهانه آن‌ها را کنار هم گذاشتیم که فکر نکنند می‌خواهیم پنهان‌شان کنیم. با وجود این‌که تصاویر کمتر از ذهن من می‌روند، اما در این مورد، دو صحنه‌ی مشابه را انتخاب کردم و از یک جایی، دیگر کار از کار گذشت. قطعا اگر فاصله‌ی زمانی بین انتخاب و چاپ عکس‌ها بیشتر باشد، من هم وقت بیشتری خواهم داشت و تعداد کارهایی که به فینال می‌رسند، می‌تواند کمتر شود.

مثلا چند درصد کارها را کم می‌کردید؟

شاید 20 تا 30 درصد کارها می‌توانست کم شود؛ اما ایده‌آل من و جامعه‌ی هنری ایران این است که انجمن‌ها در طول سال، کار خود را درست انجام دهند و نمایشگاه‌های‌شان را برگزار کنند، مثلا انجمن عکاسان مطبوعاتی، میراث، سینما، تئاتر و ... و نیز انجمن طراحان گرافیک و کاریکاتور که هنوز انجمنی ندارند! کار‌شان را درست انجام دهند و در نهایت، تصاویر و عکس‌های برگزیده‌ی سال انتخاب شوند.


در صورتی که این شرایط ایجاد شود، تصویر سال نمایشگاهی خواهد بود از بهترین‌های هر انجمن و نمایشگاه‌های سالانه؛ اما در حال حاضر چون این کار انجام نمی‌شود، مجبوریم در «تصویر سال» حتی تکرار سلیقه‌ای کنیم. اگر حق و حد هر شاخه‌ای از عکاسی در انجمن تخصصی آن انجام می‌شد و حق هر عکس به لحاظ نمایش، جایزه و پذیرش بیننده داده می‌شد، لازم نبود که ما در «تصویر سال» این همه اثربرای نمایش داشته باشیم. البته این به معنی باج دادن نیست، بلکه حداقل کارهای خوب باید امکان نمایش داشته باشند؛ ولی آنقدر تعداد آثار زیاد و فضا کم است که تصاویر فشرده می‌شود.

طبیعی‌ است که من هم دوست دارم کارها در اندازه و فاصله مناسب نسبت به یکدیگر نمایش داده شوند، اما در این صورت، دل خیلی‌ها در «تصویر سال» خواهد شکست و ما نیز جشنواره‌ی جشنواره‌ها خواهیم بود. انجمن‌ها تا امروز تنبلی کرده‌اند یا خواب و یا غافل بوده‌اند و «تصویر سال» جور آن‌ها را کشیده است. همه انتقاد می‌کنند که چرا تعداد کارها در تصویر زیاد است، اما اگر به همان افراد معترض بگوییم 40 هزار عکس دریافتی را به تفکیک تمام شاخه‌های عکاسی (مثلا بتواند خلاقه را از مستند اجتماعی تشخیص دهد) در ذهنش بشمارد، قطعا به وضع فیزیکی نامناسبی خواهد افتاد، چه برسد به این‌که بخواهد منصف باشد، کارش ایراد نداشته باشد و حواسش به همه‌ی خلاقیت‌ها و استعدادها باشد. 40هزار عکس دریافتی یعنی فاجعه، یعنی 40هزار بار باید دقت، انصاف، وسواس و سلیقه‌ات را با خودت به آزمون بگذاری و بدانی در چه جاهایی کوتاه بیایی تا بتوانی تصویر درستی از ایران را در شاخه‌های مختلف ارائه کنی.

ظاهرا شعار ما در «تصویر سال» این است: به همه حال می‌دهیم، بدون این‌که به کسی باج بدهیم. آدم‌های کج‌فهم می‌گویند صمدیان به همه حال می‌دهد، در حالی که این یعنی از هر کسی باید عکسی در نمایشگاه باشد و در این صورت باید دوهزار عکس را انتخاب می‌کردم. بنابراین این‌گونه نیست، حال دادن به استعداد و حضور به‌موقع در یک امکان نمایش یا عکاسی است که سبب می‌شود عکسی را انتخاب کنم که ممکن است عالی نباشد، اما به درجه‌ای از خوب بودن رسیده است. والا اگر با خود من بود، هر سال 50 تا 100 اثر را انتخاب می‌کردم. این تعداد، ایده‌آل من برای نشان دادن بهتر‌ین کارهایی است که می‌توان از میان برگزیده‌ها انتخاب کرد. بنابراین وقتی یک نفر وسط یک میدان و معرکه باشد و از آسمان و زمین برایش عکس، تمنا، آرزو و حسرت ببارد، قطعا مانند ما گیر می‌کند. در جامعه‌ای که انجمن‌ها کار خود را به درستی انجام نمی‌دهند و تقریبا همه دولت‌ها هم در صدر تنبل‌های فرهنگی بوده‌اند، «تصویر سال» باید هم با همین وضعیت برگزار شود. نتیجه‌ی کار فرهنگی هر دولتی در ایران، نه فقط این دولت، افزایش کارهای موثر و ماندگار فرهنگی نبوده است. امیدوارم در این دولت، حاشیه‌های عالم فرهنگ کم شود، مسوولان جلو بیایند و مطمئن باشند که هر لحظه‌ای که شروع کنند، باز هم دیر است. بودجه‌هایی که به نام فرهنگ اعلام می‌شود در اکثر موارد به هدر می‌رود و یا نتیجه برعکس داشته است.

متأسفانه الان همه سر یک دیگ ریخته‌اند و سعی ما این است که آش شله‌قلمکاری از این جریان درست نشود، امیدواریم با این همه تنوع موضوعی و هنرمندانی با استعدادها و دیدگاه‌های متفاوت، جشن تصویر سال برآیند درستی از هنرهای تصویری در ایران باشد و آیندگان آن را قابل قبول بدانند.

گفت‌وگو از شاهده یوسفی، خبرنگار ایسنا

تاريخ خبر:  1393/12/28